X
تبلیغات
شهدای خوی - شهدای روحانی

شهدای خوی

زندگینامه و خاطرات شهدای خوی



ش
هيد
سرافرازحجّة الإسلام سیدمحمدموسوی تبریزی

نام پدر:حجة الاسلام سیدعلی اکبرموسوی تبریزی

متولد:1347/10/5   

محل تولد: دارالمؤمنین خوی    

تاريخ شهادت: 5 /12 /1365     

محل شهادت:منطقه شلمچه ادامه عملیات کربلای 5

باد سرگشته، در آفاق شب تيره چو ماه                                                هر كه از دايره مهر تو بيرون افتاد

سر بازار وفا، جان همه بگذار و برو                                           آنكه جان برد از اين معركه مغبون افتاد

فرازي از زندگينامه شهيد:

شهيد سيدمحمد موسوي تبريزي در تاریخ 1347/10/5 در شهرستان خوی در يك خانواده روحاني و متعهد ديده به جهان گشود و در فضاي معنوي رشد يافت. در زمان انقلاب اسلامي در مقطع ابتدايي تحصيل مي كرد و با اين سن كمش چون در تظاهرات و راهپيمايي ها شركت فعالانه اي داشت چند بار از دست ماموران رژيم پهلوي كتك خورده بود و در جريان انقلاب، هم سن و سالانش را جمع مي كرد و دسته راه مي انداخت و در كوچه و بازار شعار ضدسلطنتي و ضدآمريكايي مي داد.



بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، در مقطع راهنمايي درس مي خواند، ايشان علاقه زيادي به دروس ديني داشتند، چرا كه به روحانيت، علي الخصوص امام عشق عميق و علاقه اي وافر داشت و بر همين اساس پس از اتمام دوره راهنمايي، پا به مركز حوزه نهاد و در مدرسه نمازي شهرستان خوي مشغول تحصيل شد.

پس از مدتي به قم عزيمت نموده و در مدرسه حضرت امام جعفر صادق(ع) مشغول كسب علوم الهي شد. نهايتاً به مدرسه فيضيه راه يافت، تا دامنه معارف و علوم خويش را گسترده كند. در زمان جنگ حق عليه باطل چندين بار در جبهه شركت نمود و در عمليات والفجر يك دوشادوش پدر بزرگوارش مرحوم حاج سيدعلي اكبر موسوي تبريزي به نبرد پرداخت و در همين عمليات بود كه زخمي شد.


ازراست به چپ:

×××،روحانی شهیدسیّدمحمد موسوی تبریزی،سردارشهیدعوض عاشوری،سردارشهیدعبدالمجیدسیستانی زاده،×××

در زمانيكه در جبهه بود به وسيله نامه يا تلفن، پيام هاي گوناگون براي راهنمايي و ارشاد خانواده و فاميل خود جهت اطاعت از امر رهبري مي داد. در آخرين ديدار با خانواده اش به خواهرش كه بي تابي مي كرد گفت: « در در ورودي بهشت، منتظر شما هستم، و بي شماها وارد نمي شوم. و اين موجب تسلي خاطر خواهرش شد.»

در نامه اي به برادرش از جبهه نوشته بود:«حتماً در تشييع جنازه من اين شعرها توسط مداحان اهل بيت عليهم السلام خوانده شود. (منم منم فداي تو يا حسين، عاشق كربلاي تو يا حسين)»

و به يكي از مداحان اهل بيت عصمت و طهارت مرحوم علي طبقي نيز چنين سفارش كرده بود، كه همان اشعار منم منم فداي تو يا حسين را در تشييع جنازه اش، بخوانند.

سرانجام اين شهيد بزرگوار در عمليات كربلاي5 در تاریخ 1365/12/5 در منطقه شلمچه با دلي سرشار از عشق به امام حسين(ع) و وارث او امام خميني(ره) جام شهادت را سر كشيده و كربلايي واقعي شد.

 روحش شاد و يادش گرامي باد.

باسمه تعالي

محضر مبارك برادر بزرگوار و ارجمندم حضرت مستطاب جناب آقاي سيدحسن موسوي تبريزي دامت توفيقاته انشاء الله

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته انشاء الله

با درود و سلام بي كران بر محضر مقدس حضرت ختمي مرتبت حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه وآله) و بر دخت گرامي آن حضرت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و بر اولين وصي آن حضرت و اولين پيشواي مؤمنين، حضرت علي عليه آلاف التحيةو السلام با يازده فرزندش، عموماً و بر صاحب عصر حاضر، يعني حضرت حجه بن الحسن العسکري (عج) خصوصاً بر نائب بر حق آن بزرگوار، حضرت آيه الله العظمي الخميني  دام ظله، انشاالله الرحمن و بر شهدا اعم از شهداي صدر اسلام تا حالا،سيّما  شهداي كربلاي حسيني و لا سيّما شهداي جنگ تحميلي و بر ساير خدمتگزاران جهان و مملكت اسلام. اينجانب حقير الناس و احقر الطلاب سيدمحمد موسوي تبريزي، بنابر امر جد بزرگوارم حضرت محمد(ص) وصيت نامه خود را شروع مي كنم.

وصیت نامه شهید :

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحیم

 وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ في‏ سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (سوره مبارکه انفال آیه60)

و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‏] ديگرى را جز ايشان- كه شما نمى‏شناسيدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.


شهيد سيدمحمد موسوي تبريزي(ایستاده نفردوم)

سخنی چند با خداي قادر و ناصر و رحمان و رحيم و مستجمع جميع صفات كمالات، (خدايا تو خود اعلم هستي براينكه مي داني كه با چشم هاي باز و آگاهي كامل كه در رابطه با مسائل داشتم، آمده ام و نه به خاطر دنيا و هوا و هوس و زر و زيور دنيا، فقط،فقط، به خاطر تو و به خاطر جلب رضايت تو و تو خودت اعلم هستي كه درسم را از حضرت ابا عبدا... الحسين ابن علي(علیهما السلام) آن آقا و شاه كربلا ياد گرفتم و آن حضرت چنين مي فرمود:« در مقابل دشمن و در خطاب به سيوف و شمشيرها، كه اي شمشيرها اگر با مردن و شهيد شدن من، دين جدم پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) زنده خواهد شد، اي شمشيرها مرا تكه تكه كنيد» و اي خدا اين بنده سراپا تقصير و حقير عرض مي كنم اي خمپاره ها، اي توپها، اي موشك ها، اي گلوله ها، اگر با مردن من و با شهيد شدن من دين جدّ بزرگوارم، زنده خواهد شد، اي گلوله ها و ... مرا تكه تكه كنيد ....




 



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 16:0 توسط محسن احمدی| |
طبقه بندی: شهدای خوی  قرآنی  شهدای روحانی  شهدای فرهنگی  شهدای نوجوان 
برچسب ها: روحانی شهید شهدا شهیدسیدمحمدموسوی تبریزی



وانگاه که خورشید طلوع کند عده ای نماز صبحشان قضا می شود

وانـگاه که خـورشـید ظهـور کـنـد دیـگـر وقـت خـودسـازی نیـسـت


بسم رب الشهداء و الصدیقین

خاطره ای از شهید علی حیدری

کنار حوض روی زمین نشستم و به سجده رفتم. شهدا دلم تنگ شده. شما چقدر زرنگ بودید. شما چقدر از فرصت‌هایتان زیبا استفاده می‌کردید. دلم داشت می‌ترکید... به خودم آمدم، داشتم حرف‌های دلم را بلند بلند می‌گفتم. خجالت کشیدم، سریع وضو گرفتم و وارد حسینیه شدم. انگار همین دیروز بود که با هم نماز می‌خواندیم، به تو گفتم بعد از نماز چه می‌خوانی؟ گفتی شنیدم که اگر آیه الکرسی و قل هوالله بخوانی نمازت بیشتر قبول می‌شود. بچه روستا بودی و از صفای دلت خوشم آمد از همان روز من هم همین کار را کردم. نمازم که تمام شد به یکی از ستون‌های حسینیه تکیه دادم. بی‌اختیار صورتم خیس اشک شد. هر یک از ستون‌ها محل تکیه دادن بچه‌ها بود. یادش به خیر شهید «علی حیدری» هر روز می‌آمد و به یکی از همین ستون‌ها تکیه می‌داد. کتابی را برمی‌داشت و یک صفحه از آن را می‌خواند و بعد از کمی تأمل می‌رفت. مدتی مراقبش بودم که متوجه شدم او هر روز همان کتاب را و همان صفحه را می‌خواند. کارش برایم خنده‌‌دار بود. کنجکاو شدم و از او پرسیدم: پسر خوب این چه کاریه که می‌کنی، چرا کتاب را تا آخر نمی‌خوانی؟! گفت: «تا زمانی که نتوانم دستورات و مطالب همان یک صفحه را انجام دهم، صفحه بعد را مطالعه نمی‌کنم.» دلم می‌خواست ستون را در آغوش بگیرم و تنگ گریه کنم خدایا! خدایا...، آخه علی را هر وقت بغل می‌کردم بوی عطر می‌داد، در حالی که هیچ وقت عطر نمی‌خرید و به قول خودش اگر از روی معرفت و از ته دل یک یا حسین بگویی معطر می‌شوی. علی جان! کجایی که من نتوانستم یک یا حسین بگویم و حالا می‌خواهم به زیارت حسین بروم. با چه رویی برادر! بیا، بیا تا با هم همسفر شویم ای رزمنده19 ساله، بیا به پابوس علی‌اکبر حسین برویم. علی جان تو باید زیارت بروی نه من. باز زمزمه با شهدایم صدادار شده بود و سید به دادم رسید. دستی به پشتم زد و آرامم کرد، ولی نمی‌توانستم، گفتم سیدجان یادت هست سال 62 پادگان ابوذر، علی کارهای خطاطی را انجام می‌داد، چه خطی داشت. او هنرمند بود در همه چیز. یادت هست یه روز تب کرد بعد فهمیدم مسؤولش گفته یک پارچه‌نویسی فوری داریم و او نتوانسته بود به نماز جماعت برسد، به خاطر همین تب کرد! علی وقتی می‌خواست برای شهادت برود، لباس‌های نو خودش را درآورد، گفت: نکند مال بیت‌المال خراب شود! علی جان! چقدر زیبا در دعاهای کمیل مهدیه تهران حضور داشتی، دیگر اینها را نمی‌توانم بگویم که چه می‌کردی. انگار قلبم داشت می‌ایستاد، سید دست روی قلبم گذاشت، کاغذ را درآورد. چشمان او هم رنگ چشمان من شده بود، مثل چشم‌های بچه‌های رزمنده موقع عملیات با این تفاوت که آنها از بی‌خوابی و گرد و خاک چشمشان قرمز بود و ما از گریه. دستم را دراز کردم وصیت‌نامه علی را گرفتم، عکس زیبایش بالای آن بود. گفتم: سیدجان!‌ برایم بخوان کمی آرام شوم. سید دستی به محاسنش کشید و آهی از سینه و شروع کرد.

با «بسم رب شهدا و صدیقین» شروع کرده‌ای و...«بنده حقیر وصیتنامه‌ای به آن صورت که بخواهم اموالم را تصفیه کنم ندارم زیرا از این مال دنیا هر چه داشته‌ام یا در راه خدا بخشیده‌ام یا به خاطر خدا نگه‌داشته‌ام که دیگران استفاده کنند ولی خواستم چند کلمه‌ای با عالم مادی سخن بگویم. ای دنیا بدان که انتهای راه‌هایت جهنم و مسیر راه‌هایت پر از درندگان وحشی است که به تدریج روح انسان را می‌خورند تا بالاخره انسان را تبدیل به از حیوان پست‌تر می‌کنند. فقط کاروان عشق است که رو به سوی جانان می‌رود و خدا را شکر می‌کنم که بالاخره نام من را در دفتر عاشقان حسین (ع) نوشته‌اند. برادران مسجد چیزهایی را که می‌نویسم عمل کنید. دعاها را زیاد بخوانید و هر چه باشکوه‌تر برگزار شود. در نماز جماعت حتماً شرکت کنید. برای مقابله با شیطان دوشنبه و پنجشنبه روزه بگیرید. نماز شب را حتما بخوانید و یک مربی برای خود جهت مسیر الی‌الله انتخاب کنید و بدان که به شرطی قبول می‌شوی که به چیزهایی که می‌شنوی عمل کنی. آنقدر حرف بزنید که می‌توانید عمل کنید و بار دیگر برادران عزیزم یک وصیتنامه به شما دارم و آن اینکه زود و خیلی زودکوله‌بار عشق را ببندید زیرا بنده می‌ترسم شماها جا بمانید. بدانیدکه شیطان همه جا حتی در خون انسان هست از خدا بترسید. به خانواده‌ام توصیه کنید هر وقت برای من خواستند گریه کنند به یاد قاسم امام حسین (ع) گریه کنند و هر وقت به یاد غریبی‌ام افتادند، یاد حسین بیفتند. دوست دارم مانند رفقای شهیدم جنازه‌ام را حسین کفن و در بیابان‌های کربلا به خاک بسپارند. پدر و مادر و اهالی خانواده عزیزم برای گناهان من دعا کنید چون من همه عمرم را در گناه به سر بردم به جز آن مدتی که خود را به دست خدا سپرده بودم.

شما نیز خود را به دست خدا بسپارید زیرا اوست پرورش‌دهنده ما «و ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ابی» ای خدا بنده تو آمد، مرا در آغوش خود گیر که همانا تویی اول و آخر ما. خدا تو میدانی که من به خاطر بهشت نیامده‌ام. بهشت تو مال آنهایی که خدا را به خاطر عبادت و از ترس جهنم گناه نمی‌کنند.

الله من، ‌و ای معشوق من، بنده تو دیگر در عشق تو سخت، آنقدر در وصالت سوختم تا منیت و شیطان را به وسیله آتش عشق ذوب نمودم آنگاه رو به سوی جانان کردم، خدایا مرا دیگر زندگی شیطان بس است، من تو را می‌خواهم، چه کنم من به آن زنده‌ام که روزی پیش تو می‌آیم و اگر اینطور نبود خیلی پیش از اینها مرده بودم. الله من گناهانم را به وسیله حسینت پاک کردم و از دریای پرتلاطم مادیات به وسیله کشتی حسینت گذشتم. الله من، دوستت دارم چه کنم؟ الله دیگر اگر مرا به جهنم بری آتش احساس کوچکی می‌کند در برابر آتش‌سوزش و عطش و تب هجران درون من. آری هر کس خود را به چیزی دل خوش کرده است. بنده عامی هم خود را به خدا دل خوش کرده‌ام"  .من خیلی کمتر عطر خریده‌ام زیرا هر وقت بوی عطر می‌خواستم از ته دل می‌گفتم حسین جان، آن وقت فضا پرعطر می‌شد.  برادران مواظب خود باشید. مواظب شیطان باشید که شیطان خیلی باهوش‌تر از این حرف‌هاست. مطالعه کنید کتاب‌های شهید دستغیب را. به عموم برادران توصیه می‌کنم و هیچ‌گاه راضی نخواهم بود کسی بدون تفکر در راهم برایم گریه کند. هرگاه خواستید برایم گریه کنید برای چیزی که من برایش همیشه گریان بودم، گریه کنید و وقتی به یادم افتادید یک حمد و سه سوره توحید برای شهدا با یک صلوات ختم کنید. همیشه با وضو باشید، قرآن بخوانید. حجاب‌ها را از قلب خود بردارید تا با عالم غیب ارتباط داشته باشید و اسرار غیبی را بدانید و ببینید. نگاه‌های خود را کنترل کنید تا بتوانید حسین و ائمه و شهدا را ببینید و زیارت کنید. بینی خود را از بوهای حرام نگه دارید تا بوی حسین (ع) و عشق را بشنوید و با زبان خود غیبت نکنید و تهمت نزنید تا بتوانید با مولایتان صحبت کنید. بنده با این چند سطر نوشته‌ام اما باز هیچ ننوشته‌ام...

و در آخر «امام را دعا کنید»

وعده ما کربلا

به نقل ازشهیدگمنام«http://eshghelamontaha.blogfa.com


فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله(علیرضا محمودی)


بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
از این که حسد کردم...
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....
از ......



نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 1:14 توسط محسن احمدی| |
طبقه بندی: عکس  قرآنی  شهدای روحانی  شهدای فرهنگی  شهدای نوجوان 
برچسب ها: خاطره شهیدعلی حیدری



ش
هيد
سرافرازحسین محمدی

متولد:1344   

محل تولد: دارالمؤمنین خوی    

تاريخ شهادت: 22 /12 /1363     

محل شهادت:منطقه جزایرمجنون


فرازي از زندگينامه شهيد:

حسين محمدي شهيد به خون خفته گرانقدري است از خيل شهداي معظم انقلاب اسلامي كه در سال 1344 در خانواده اي به دنيا مي آيد كه فضايي از عطر گلهاي ايمان پر بود. او در اين خانه زندگي مي كند و بي تحصيل مي گردد و در دوره نوجواني در انقلاب عظيم شركت مي كند كه تا بنيان ظلم كنده شود و قوانين الهي در كشور اجرا گردد. آري او نيز چون سايري پشت سر رهبري حركت آغاز كرد و از اين حركتها اسلام احياء‌ شد.


او پس از پيروزي انقلاب اسلامي درصدد حفظ و حراست از ارزشهاي اصيل اسلام درآمد و به قول نزديكانش جواني فروتن بود و بي ريايي در زندگي او مشهود بود، تا اينكه به سن مشموليت رسيده و به عنوان پاسدار وظيفه لباس مقدس سربازان را بر تن مي كند و جهت ياري رساندن به رزمندگان راهي كربلاهاي ايران مي شود. او را از جنگ و مردن وحشتي نيست. چونكه شهادت را رستگاري و جامه زندگي ابدي مي داند. با چنين روحيه اي قدم به عرصه پيكار مي گذارد و دلاورانه به خصم زبون مي تازد، تا اسلام و قرآن پايدار بماند و سرانجام در مورخ 63/12/22 در منطقه جزاير مجنون آنجايي كه هر قدم از خاكش شاهد دلاوري و جانبازيهاي رزمندگان سلحشور و قهرمان است بر چهره مرگ سرخ لبخند مي زند و پس از نبردي جانانه در برابر خصم به جمع خيل شهداي اسلام و انقلاب مي پيوندد و اين فرزند راستين اسلام در بخشي از وصيت نامه اش آورده است:


ایستاده ازراست:

برادررزمنده دکترعلی مصطفایی،شهیدسرافرازمحسن کیانی،شهیدوالامقام حسین محمدی

نشسته ازراست:

رزمنده دلاورمعصوم برگزینی،شهید سرافرازیعقوب معصومی، جانبازسرافرازحاج احمدچهره آراء

 (وصيتي كه بر برادران و رفقاي حزب الهي دارم اين است كه هر گز از مبارزه با اين كوردلان دست برنداريد و با شركت در نماز جمعه كه بزرگترين سلاح مي باشد، مشت محكمي بر دهان ابرقدرتها و منحرفين بزنيد و مبادا امام امت، اين قلب(تپنده امت) و هديه خداوند را تنها بگذاريد و از نماز شب كوتاهي نكنيد كه اين راهي است براي رسيدن به كمال انساني.

روحش شاد و يادش گرامي باد.


بسم الله الرحمن الرحيم

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ(سوره مبارکه بقره/آیه156)

 [همان‏] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مى‏ گويند: «ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مى‏ گرديم.»

* إِنَّ اللَّهَ اشْترَى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالهَم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ  يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ  وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ  وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ  فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ  وَ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(سوره مبارکه توبه /آیه111)

در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‏] اينكه بهشت براى آنان باشد، خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏ جنگند و مى‏ كُشند و كشته مى‏ شوند. [اين‏] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست. و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است؟ پس به اين معامله‏ اى كه با او كرده ‏ايد شادمان باشيد، و اين همان كاميابى بزرگ است.


با درود بيكران بر منجى عالم بشريت آقا امام زمان(عج) و درود فراوان به حضور رهبر كبير انقلاب اسلامى امام امت، خمينى عزيز مرد الهى و درود فراوان به شهيدان راه اسلام و با درود و سلام بر امت مقاوم و غيور شهيدپرور حزب الهى امت اسلامى ايران. حال كه آخرين لحظات زندگى در اين دنياى فانى رسيده و لحظه هاى انتظار كم كم به آخر مى رسد، من نيز خود را كبوتر رها شده كه به سوى سعادت ابدى و به لقا ا... رسيدن پرواز مى نمايد، حس مى كنم. مي خواهم اندكي با شما عزيزان سخن بگويم و از خداوند تبارك و تعالى مى خواهم كه مرا به درجه رفيع شهادت نايل گرداند. چونكه چشم و جانم، روح و روانم خمينى بت شكن مى فرمايد:

شهيد از همه افضل است. شهيد شمع محفل بشريت است و من نيز چون شهيدان ديگر شيفته و عاشق ا... و شهادت بودم و خيلي وقتها پيش از اين آرزو را در سر و قلبم داشتم. قاموس شهادت چه درياي بيكراني از معنويات كه دل عاشقان ا... را به هيجان آورده. خودتان را در صراطي مستقيم كه مي روند، اميدوارتر و پاي برجاتر مي كند و در اين دنياي فاني جايي كه پدران و برادران ما امتحان داده اند و ما نيز در اينجا امتحان داده ايم و خواهيم داد. هر فردي كار خوبي بكند براي تقرب به خداوند مي باشد. من در اين مدت ناچيز كه در جبهه ها بودم، پى به اين نكته برده ام ‌و خيلى هم به آن ايمان دارم كه شهادت نزديكترين و سريعترين راه رسيدن به خدا مى باشد. پس اى خدا مرا در رسيدن به اين فيض ابدى يارى ده و در اين ميان وصيتى که به ملت و امت حزب ا... دارم اين است كه :


ایستاده ازراست:

شهیدسرافرازمهدی امینی،جانبازسرافرازسرهنگ حاج تقی سرداری،شهیدوالامقام معصوم احمدی ،شهیدسرافرازعادل عظیم خانی

نشسته ازراست:

شهید سرافرازسیدرضا ارونقی،معلم شهیدعباس میرزایی،برادرقاسم گلصنملو،شهیدوالامقام حسین محمدی

هرگز امام را از ياد نبريد و پشتيبان سرسخت ولايت فقيه باشيد. آنان بهشتي ها و رجايي ها و با هنرها و مطهري ها و دكتر چمرانها و شهداي محراب ما را گرفته و همه را يكپارچه عزادار كردند و آن كوردلان نمي دانستند كه اين ملت حزب ا... با از دست دادن اين شهيدان و شخصيتهاي اسلامي هرگز شكست نمي خورد و مبارزه با ضدولايت فقيه ها كه نفوذي هستند و جنبشي ها و امثال آنها برندارند و سست نشويد و وصيتي كه به برادران و رفقاي حزب الهي دارم اين است كه هرگز در پي مبارزه با اين كوردلان دست برندارند و با شركت در نماز جمعه كه بزرگترين سلاح مى باشد، مشت محكمى بر دهان ابرقدرتها و منحرفين بزنيد. مبادا امام امت اين قلب و هديه خداوند را تنها بگذاريد. از نماز شب كوتاهى نكنيد كه اين راهى است براى رسيدن به كمال انسانى.

و يادي هم از ما بكنيد و اگر از كشته شدن من باخبر شديد، خواهش مي كنم خوشحال بوده و به جاي تسليت به خانواده ام تبريك بگوئيد و به ياد حسين زهرا(ع) و علي اكبر و علي اصغر ناراحت بشويد و بيت غريبه اش گريه و زاري بكنيد كه به آرزوي ديرينه خود رسيدم.

اگر خداوند قبول نمايد ، شما برادران پاسدار سعي كنيد از انقلاب وگسترش آن بر مبناي ايدئولوژي اسلام اصيل وخواسته هاي جمهوري اسلامي و در رأس آن در حفظ ولايت فقيه خوب پاسداري كنيد، سعي كنيد سپاه را در كالبد تشكيلاتش پیش ببريد؛چرا كه به گفته شهيد مظلوم بهشتي انقلابي كه فاقد تشكيلات باشد، پايه هايش فرو می ريزد.

اما پدرم ! مرا ببخش كه لياقت فرزندي تورا نداشتم و نتوانستم كه حق فرزندي را ادا نمايم و شما مادرم!، همچنين اميدوارم بعد از من برايم موقع عبادات از درگاه خداوند طلب بخشش كرده و از خدا بخواهى شهيدى كه براى بارور شدن انقلاب اسلامى داده اى و اين قربانى ناقابل را كه در راه ولايت فقيه داده اى قبول نمايد. خداوند توفيقت دهد. هميشه صبور باش تا ديگران نيز از شما سرمشق بگيرند و هميشه با دل شكسته با تعهد به اسلام از خداوند نابودى دشمنان اسلام را خواهان باش و شما برادرانم هميشه مقاوم و استوار باشيد و در مقابل ياوه گويان بايستيد و با كفار و منافقين پيكار كنيد و سنگر اسلام را خالى نكنيد و ادامه دهنده راه شهيدان به خون آغشته باشيد و از همگي و همه كس که تا به حال اذيتي از من به آنها رسيده است، به خاطرخداوند تبارك و تعالي و به بزرگي خودشان مرا حلال بكنند. در دعاهايتان فرج هر چه زودتر آقا امام زمان(ع) و طول عمر امام امت را از خداوند بخواهيد و رزمندگان را در  دعاهايتان از ياد نبريد. اميدوارم ادامه دهنده راه شهيدان باشيد.

والسلام عليكم و رحمه ا... و بركاته

ديدار در قيامت

حسين محمدى فرزند غلامرضا

بسم الله الرحمن الرحيم

* إِنَّ اللَّهَ اشْترَى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالهَم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ  يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ  وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ  وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ  فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ  وَ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(سوره مبارکه توبه /آیه111)

در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‏] اينكه بهشت براى آنان باشد، خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏ جنگند و مى‏ كُشند و كشته مى‏ شوند. [اين‏] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست. و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است؟ پس به اين معامله‏ اى كه با او كرده ‏ايد شادمان باشيد، و اين همان كاميابى بزرگ است.

با سلام و درود فراوان به پيشگاه معظم حضرت بقيه ا... الاعظم منجي عالم بشريت امام زمان(عج) و با درود فراوان به نايب بر حق او امام خميني مدظله بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و يار مستضعفين جهان و صلوات و سلام به شهداي اسلام.

پروردگارا ! بارالها! به تو هزاران هزار بار شكر و سپاس مي گويم كه بنده حقير و گنه كار توفيق ياري دينت و هجرت از خانه به كربلاي غرب و جنوب ايران به بنده عطا فرمودي. خدايا تو خود مي داني كه من نه براي اموال دنيوي و نه براي كسب شهرت و نه براي ...

به جبهه آمده ام، بلكه فقط و فقط ياري نمودن حسين زمان(امام امت) جلب رضايت تو كه بالاترين خشنودي براي بندگان در دنيا و آخرت است و چون اين راه را آگاهانه انتخاب كرده ام. در هر ناملايمتي و نارسايي صبر مي كندي و چون سرورمان حسين(ع) مي گوئيم: «الهي رضاً بقضائك و تسلیماً لأمرک»

و اما اي امام امت:

و اي امت شهيد پرور ايران اسلامي هميشه و در همه حال از فرامين امام امت با جان و دل اطاعت و حمايت كنيد كه اگر اطاعت نكنيد، به فرموده پيامبر(ص) عمل نكرديد، چنانكه پیامبر(صلی الله علیه وآله) مي فرمايد:

«إنّي تاركٌ فيكم الثقلين كتابَ اللهِ و عترتي»

همانا من در بين شما دو چيز وزين و گرانبها به امانت مي گذارم. يكي كتاب ا...(قرآن) و ديگري عترتم(اهل بيتم) كه اگر از آنها پيروي كنيد، گمراه نخواهيد شد.

و مسئله ديگر اينكه جبهات غرب و جنوب و كلاً در تمام جوان را گرم نگهداريد تا اسلام را سرفراز و پرچم توحيد را در سراسر جهان به احتزاز درآوريد و هيچ وقت از حضور در جبهه غفلت ننمائيد. چون جبهه دانشگاهي است كه استادش آقا اباعبدا... است.

و ضمناً به خانواده ام وصيتم اين مي باشد كه در فراق بنده زياد ناراحت نباشيد و صبر پيشه نمائيد. چون «ان ا... مع الصابرين» و صبر سر ايمان است و ايمان بدون صبر بي فايده است و شما بايد پيام آور شهيدان باشيد و شماها بايد جاي شهدا را در جبهات خالي نگذاريد و هميشه بايد به ولايت فقيه مطيع و فرمانبردار نباشيد و رهرو راه خونين حسيني باشيد. در نماز و روزه و وجوبات دين استوار و مقاوم و محكم باشيد. چون «الصلوةُ عمود الدين» و در مقابل مشكلات مقاومت نمائيد. «إنّ الذین قالوا ربّنا ثمّ استقاموا... » و بدانيد كه همه يمان يك روزي خواهيم رفت. چه بهتر كه در راه خدمت به اسلام بميريم.

و آخرين سخنم اينكه هميشه امام را دعا كنيد و به مسئولين مملكتي خوش بين باشيد.

«و السلام علي من اتبع الهدي».

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

                        از عمر ما بكاه و بر عمر رهبر افزاي

شهید عارف اسماعیل محمّدی

متولد:1347   

محل تولد: دارالمؤمنین خوی    

تاريخ شهادت: 21 /10 /1365     

محل شهادت:شلمچه ادامه عملیات کربلای 5

 

فرازي از زندگينامه شهيد:

از جمع ظلم ستيزان عاشق و دلدادگان صادق كه در برابر دشمن از سر تا پا مسلح و گوش به فرمان استعمار پايداري كردند و ضربه اي مهلك بر پيكر زبون خصم وارد كردند و خود نيز سرافرازانه در راه دفاع از كيان جمهوري اسلامي و حيثيت و شرف پيكار كردند و به دست ظالمان تاريخ سينه هايشان آماج گلوله هاي ستم شد صفحه گلرنگ زندگي شهيد اسماعيل محمدي را مي گشاييم و مي خوانيم كه در سال 1347 چشم به جهان گشود و قد بركشيد و به اخلاق و ادب آراسته شد و ايمان قوي زينت قلبش گرديد. در دوران كوتاه زندگي خود كسي را از خود نرنجاند بلكه خود مرهمي شد بر دردهاي ديگران. او يك مسلمان واقعي و يك انقلابي عاشق بود كه سعادت را در پيروي از ولايت فقيه مي دانست و شرافت را ادامه راه سالار شهيدان حضرت حسين بن علي(ع). او به شهيدان ارزش و احترامي خاص قائل مي شد به ويژه از برادرش كه قبل از او شربت شهادت نوشيده بود به بزرگي ياد مي كرد و هميشه اظهار مي داشت من نمي توانم ببينم كه اسلحه برادرم بر روي زمين مانده است وظيفه اسلامي و انقلابي به من حكم مي كند كه سلاح بر دوش گيرم و عازم ميدان شوم.

سرانجام با عزمي راسخ و اراده اي استوار لباس رزم پوشيد و چون ديگر سلحشوران و دليرمردان وادي توحيد و ديانت راهي جبهه شد و حسين وار بر خيل نامرداني حمله كرد كه در خدمت زر و زور بودند و از گسترش امواج پرخروش اسلام وحشت مي كردند.

سرانجام اين ايثارگر شجاع و بسيجي دلاور پس از نبردي جسورانه به تاريخ 65/10/21 در عمليات كربلاي 5 به درجه رفيع شهادت نائل و به ديدار برادر شتافت.

روحش شاد و يادش گرامي باد.

 

شهیدعارف حسین محمدی،شهیدوالا مقام بایرامعلی سرداری

کجاییدای سبکبالان عاشق؟         پـرنـده ترزمـرغان هـوایی


بسم ا... الرحمن الرحيم

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ(سوره مبارکه بقره/آیه156)

 [همان‏] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مى‏ گويند: «ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مى ‏گرديم.»

با درود فراوان بر پيشگاه آقا امام زمان مهدى موعود(عج) و نايب بر حقش امام خمينى بت شكن پير جماران، آن پير سازش ناپذير، قلب تپنده محرومان عالم، زبان گوياى شريعت، يگانه مرجع جهان تشيع و با سلام و درود بر كفرستيزان و لشگريان پرتوان اسلام و با سلام به خانواده هاى داغ ديده شهدا كه امام عزيزمان فرمود كه خانواده هاى شهدا نور چشم اين مملكت هستند و آرزوى طول عمر بابركت بر امام عزيزمان و با دعا براي پيروزى و آرزوى زيارت و آزادى كربلاى حسينى كه آرزوى تمام ملت شهيدپرورايران مى باشد.

پروردگارا!، من بنده نادان و ناچيز، عاجز و ضعيف هستم و و مي خواستم و مي خواهم كه شكر نعمت هاى بي شمارت را به جاى آورم.

خدايا! صد هزار شكر كه مرا در خانواده اى و دربرهه اى از زمان قرار دادى كه دينت را شناختم و به جاهليت كشانده نشدم و دوران جوانيم را در دامن جمهورى اسلامى سپرى كردم، ولى با اين حال پريشان و درمانده هستم از اينكه گناهكارم و غرق در معاصى و با اينكه مى دانستم آخرتى هم هست و حساب و كتابى براي ما وجود دارد با اين حال در اثر ضعف ايمانم گناه كردم، رياكارى كردم و نتوانستم زبانم را نگه بدارم، غيبت كردم.

بارالها! از زماني كه به جبهه قدم نهادم خواسته ام كه اعمال و رفتارم به خاطر تو باشد و در همه كارهايم ريا نداشته باشم و فقط به خاطر تو باشد. بارالها، خدايا، با عدل خودت با بنده ات رفتار كن «آمين» خدايا تو را به حق فاطمه زهرا(ع) با كرامت و لطف بى پايانت با اعمال من رفتاركن و جرمها و گناهان و خطاها و بدي هاي مرا ببخش و بيامرز. آمين يا رب العالمين.

«الهى ‌العفو، الهى ‌العفو، الهى‌ العفو»

«اللهم لا اجد لذنوبى غافرا و لا لقبائحى ساترا»

خدايا نمي يابم جز تو كسي را كه گناهانم را ببخشايد و نه گناهانم را بپوشاند.

65/9/30


اى ملت شهيدپرور و هميشه در صحنه!، البته بنده حقير و نادان و گناهكار نمى تواند به چنين ملت عزيز پيامي داشته باشد و لذا به خود وظيفه دانستم كه جمله اي نوشته باشم و اين نه پيام بلكه سخن هاي آخر با شما عزيزان مي باشد، انشاءا... كه مؤثر واقع شده باشد.

عزيزان من حقير مدت كمي است كه راهم را يافته ام و اين راه را من خودم آگاهانه انتخاب كردم. راهى است كه در آن براي استحكام بخشيدن به نظام جمهوري اسلامي از جان و خون بايد گذشت كه هرگز اين راه را رها نخواهم كرد و دوست دارم در ميدان جنگ حسين وار بجنگم و حسين وار شهيد بشوم. اگر به آرزوي خود دست يافتم إن شاءالله هيچ وقت برايم ناكام نگوييد.

گر شهادت قسمتم شد كام دل حاصل شود

                        جان من بر من نگو ناكام پدر و مادرم مي روم

آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند

                        فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كني هر دو جهانش بخشي

                        ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

اى ملت قهرمان! مخصوصاً خانواده هاي شهدا، هرگاه به ديدار امام [رهبر]‌عزيز فرمانده كل قوا مشرف شديد سلام حقير را هم برسانيد. خانواده هاي شهدا و شما اي رهروان راه سرخ حسين(ع) پس از آزادي كربلا كه مشرف مي شويد به حرم شش گوشه ابا عبدا... الحسين(ع) به عوض بنده حقير هم بر حرم پاك حسين(ع) بوسه بزنيد، چون من به عشق حسين سرور شهيدان به جبهه آمده ام. اي امت شهيدپرور اگر مي خواهيد به وظيفه شرعي خود عمل كنيد و در نزد خدا و پيامبر و در نزد حضرت صاحب الزمان(عج) روسفيد باشيد گفته ها و فرمايش اين رهبر عزيز عمل كنيد و ملاك و معيار شما رضاى خدا باشد. سعي كنيد كه تمام كارهايتان براي خدا باشد. سوگند به يگانگي خدا كه اين رهبر، امام خميني نايب بر حق امام زمان(عج) است و از او در ادامه راهش كمك مي گيرد. در اين جبهه هاي نور عليه ظلمت و در اين شرايط ناگوار تنها ياد او و عشق به او است كه به سربازان و رزمندگان اسلام نيرو و قدرت مي بخشد. پيرو امام باشيد و مانند هميشه هيچ وقت امام را تنها نگذاريد و جبهه ها را طبق معمول پر نموده و گرم نگه داريد كه سنگرهاي شهيدان را خالي نگذاريد كه خداي نكرده هشت سال است كه جوانان غيورمان خونشان به هدر رود. من نمي گويم همه بروند به جبهه، بلكه آناني كه قدرت حمل سلاح را دارند بايد به جبهه بروند تا گور اين ستمكاران را بكنيم و آن كساني كه در پشت جبهه هستند و به فرموده امام لبيك گفته و در صف هاى نماز جمعه و جماعات و دعاى كميل و توسل شركت فعال داشته باشند و در دعاهايتان از خداوند بزرگ بخشيدن گناهانم را بطلبيد. چون اين دعاها و نمازها است كه دشمنان را مأيوس كرده و ما را به پيروزي رسانده است. پدر و مادر عزيزم، من نمي دانم چه زحمات و مشقاتي را براي بزرگ كردن من متحمل شده ايد ولي من در برابر شما عوض خدمت بيشتر با صداي بلند سخن گفتم. قسم به يگانگي خدا همه اينها از روي جاهليتم بود كه من نتوانستم ذره اي از زحمات بي دريغ شب و روز شما را تلافي نمايم و حق فرزنديتان را نتوانستم ادا و در وظايفم به شما خيلي كوتاهي كرده ام از اين بابت ذليلانه و حقيرانه و عاجزانه از شما مي خواهم كه فرزندتان را حلال نمائيد و من به حلاليت شما احتياج دارم. هر گاه به ياد فرزندتان افتاديد به مظلوميت علي اكبر(ع) و قاسم و براي مظلوميت آقاي شهيدان حسين(ع) گريه كنيد. به عوض پرچم سياه حتماً پرچم سرخ حسيني به در خانه بزنيد. از خداوند مهربان بخشايش گناهانم را بطلبيد. خيلي آرزو مي كنم كه پيكرم مثل اباعبدا...الحسين(ع) در بيابانها بماند ولي اگر پيكرم به دستتان رسيد در مزار شهدا دفن كنيد.

دست از طلب ندارم

                        تا كام من برآيد

يا جان رسد به جانان

                        يا جان ز تن برآيد

اي دل بيا كه تا به خدا التجا كنيم

                        وين درد خويش را از در او دوا كنيم

سفارش به ایمان وحجاب:

اي برادرانم و عزيزانم!

اين را بدانيد كه اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست. هميشه به ياد خدا باشيد و فرامين خدا را عمل كنيد و پشتيبان و از ته قلب مقلد امام باشيد و فرزندان خودتان را چنان تربيت كنيد كه الگوي ديگران باشد. و در آخر از خواهرم مي خواهم كه حجاب تو از خون شهيد ارزنده تر است و سلاح تو حجاب تو است. اين را فقط براي خواهرم نمي گويم بلكه به همه خواهرها مي گويم چرا كه اسوه و پيشواي تو فاطمه زهرا(سلام ا... عليها) ارزنده ترين زينت زن را براي تو حفظ حجاب دانسته است و شايسته نيست كه در اين مرحله حساس هنگامي كه جوانان ما در سنگرهاي حق عليه باطل كه در روبروي تيرهاي دشمن غرق به خون مي شوند و هنگامي كه در اثر اصابت تركش هاي خمپاره تكه تكه مي شوند اي خواهر و اي مادر گناه است كه حجاب را سبك بشماري، حتي برادر رزمنده اي كه با آن قلب كوچكش اما با ايمان والايي كه دارد و در دست دشمن اسير است خطاب به خبرنگار خارجي حجاب را شرط براي سخن گفتن به او بيان مي كند و بنازم بر اين اراده و ايمان و در آخر سخنانم (سفارش می کنم که)ادامه دهنده راه سرخ شهدا باشيد. شما را به خداوند رحيم مي سپارم.

خداحافظ

روزها فكر من اين است و همه شب سخننم

                        كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم

به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم

اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعا

بارالها بيامرز آن گناهاني كه مانع اجابت دعاهايم مي شود.

نويسنده الحقير و عاجز و معصيت كار اسماعيل محمدي

65/9/30

و يك درخواستي از پدر و مادرم دارم كه آن اين است كه من 12 روز روزه دارم كه اگر امكان باشد در حق من روزه بگيريد و دعاگوي امام و رزمندگان باشيد و به پسرتان از خداوند متعال رحمت و مغفرت آخرت بطلبيد.

خداحافظ

65/9/30

از خداوند بزرك بخشايش گناهانم را بطلبيد.

بسم الله الرحمن الرحيم

* إِنَّ اللَّهَ اشْترَى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالهَم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ  يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ  وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ  وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ  فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ  وَ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(سوره مبارکه توبه /آیه111)

در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‏] اينكه بهشت براى آنان باشد، خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏ جنگند و مى‏ كُشند و كشته مى‏ شوند. [اين‏] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست. و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است؟ پس به اين معامله‏ اى كه با او كرده‏ ايد شادمان باشيد، و اين همان كاميابى بزرگ است.

با سلام و درود فراوان به پيشگاه معظم حضرت بقيه ا... الاعظم منجي عالم بشريت امام زمان(عج) و با درود فراوان به نائب بر حق او امام خميني مد ظله بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و يار مستضعفين جهان و صلوات و سلام به شهداي راه اسلام.

پروردگارا و بارالها به تو هزاران، هزار شكر و سپاس مي گويم كه به بنده حقير و گنهكار توفيق ياري دينت و هجرت از خانه به كربلاي غرب و جنوب ايران به بنده عطا فرمودي. خدايا تو خود مي داني كه من نه براي اموال دنيوي و نه براي كسب شهرت و نه براي ... به جبهه آمده ام بلكه فقط و فقط ياري نمودن حسين زمان (امام امت) جلب رضايت تو كه بالاترين خشنودي براي بندگان در دنيا و آخرت است.

و چون اين راه را آگاهانه انتخاب كردم به هر ناملايمتي و نارسايي صبر مي كنم و چون سرورمان حسين(ع) مي گوييم: «الهي رضاً برضائك و تسليماً لامرك»

و اما اي امت اسلام!

و اي امت شهيد پرور ياران اسلامي، هميشه و در همه حال از فرامين امام امت با جان و دل اطاعت و حمايت كنيد كه اگر اطاعت نكنيد به فرموده پيامبر(ص) عمل نكرديد چنان كه پيامبر(ص) مي فرمايد:

«إني تاركم فيكم الثقلين كتاب ا... و عترتي»

«همانا من در ميان شما دو چيز وزين و گرانبها به امانت مي گذارم. يكي كتاب ا... (قرآن) و ديگري عترتم (اهل بيتم) كه اگر از آنها پيروي كنيد گمراه نخواهيد شد.»

و مسئله ديگر اينكه جبهات غرب و جنوب و كلاً در تمام جهان را گرم نگه داريد تا اسلام را سرافراز و پرچم توحيد را در سراسر جهان به اهتزاز درآوريد و هيچ وقت از حضور در جبهه غفلت ننمائيد چون جبهه دانشگاهي است كه استادش آقا اباعبدا....(ع) است.


و ضمناً به خانواده ام وصيتم اين مي باشد كه در فراق بنده زياد ناراحت نباشيد و صبر پيشه نمائيد و چون «إن ا... مع الصابرين» و صبر سر ايمان است و ايمان بدون صبر بي فايده است و شما بايد پيام آور شهيدان باشيد و شماها بايد جاي شهدا را در جبهات خالي نگذاريد  هميشه بايد به ولايت فقيه مطيع و فرمانبردار باشيد و رهرو راه خونين حسيني باشيد. در نماز و روزه و وجوبات دين استوار و مقاوم و محكم باشيد چون «الصلوه عمود الدين» و در مقابل مشكلات مقاومت نمائيد. «قالوا ربنا ا.... ثم استقاموا تنزل عليهم الملائكه» و بدانيد كه همه مان يك روزي خواهيم رفت چه بهتر كه در راه خدمت به اسلام بميريم و آخرين سخنم اينكه هميشه امام را دعا كنيد و به مسؤولين مملكتي خوشبين باشيد.

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي(عج)، خميني را نگهدار

                        از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزاي

«شهادت هنر مردان خداست.»

(امام خميني (ره‌))




نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 2:38 توسط محسن احمدی| |
طبقه بندی: عکس  شهدای خوی  قرآنی  شهدای روحانی  شهدای فرهنگی  شهدای نوجوان 
برچسب ها: شهید شهدا شهید ین حسین واسماعیل محمدی




شهيد سرافرازميرقاسم لطيف زاده


چون شمع بر آستان نماز آورديم

                   از رگ رگ جان خود گداز آورديم

بر درگهت اي عزيز ما را كف

                   جان بود امانتي كه باز آورديم

 

فرازي از زندگينامه شهيد:

شهيد ميرقاسم لطيف زاده از بسيجيان جان بر كفي بود كه با فريادهاي بلند تكبيرش لرزه بر اندام خصم زبون مي انداخت و سينه دشمن متجاوز را نشانه مي گرفت و قلب دشمن را مي شكافت. در زادگاهش شهرستان خوي، در تاريخ1349/3/23 به دنيا آمد و تحت تربيت پدري لايق و زحمت كش بزرگ شد  كه با كار و تلاش شرافتمندانه چرخ زندگي را مي چرخاند. شهيد ميرقاسم نيز بسان ساير كودكان راهي مدرسه شده و مشغول تحصيل شد.

دوران نوجواني زندگي او مصادف بود با ايامي كه انقلاب پيروز شده بود و جمهوري اسلامي تازه استقرار يافته بود. به همين خاطر ميهن پر از عطر ديانت و ايمان و عشق و ايثار بود.

او نيز در اين فضاي سالم اسلامي قد مي كشيد و ضمن تحصيل در محافل و مجالس مذهبي نيز شركت مي نمود و در سنگر اسلام از جمهوري تازه استقرار يافته اسلامي دفاع مي نمود.  او وقتي در دبيرستان تحصيل مي نمود تحت تأثير شهامت و دلاوري بسيجيان جان بر كف قرار گرفت كه در جبهه هاي نبرد در برابر دشمن حماسه خلق مي كردند و دليري مي آفريدند. او نيز وارد بسيج شد و براي ادامه دادن راه سالار شهيدان به همراه عاشقان ايثار و شهادت روانه ميدان هاي نبرد شد تا دشمنان دين و قرآن را از خاك مقدس كشور اسلامي برون براند.




سرانجام اين بسيجي مخلص يار و ياور رهبر كبير انقلاب در تاريخ1366/2/7 در منطقه شلمچه پس از رويارويي با دشمن زبون به دست بعثيان متجاوز و سرسپردگان استكبار جهاني به درجه رفيع شهادت نايل گرديد  تا به اثبات برساند ملتي كه شهادت دارد پيروز و سربلند است. آري اين جوان بسيجي كه چندين بار مردانه در ميدان هاي نبرد با دشمن پيكار كرده بود، سرانجام بر روي مرگ سرخ لبخند زد و به ديدار حق نايل گرديد و نامش در رديف بزرگمردان دلاور و غيور كشورمان در تاريخ پرافتخار اسلام به ثبت رسيد تا به آيندگان درس ايثار و شهادت و شهامت بدهد.

روحش شاد و يادش گرامي باد.

نام وامضای شهیدمیرقاسم لطیف زاده درمیان شفاعت نامه رزمندگان اسلام که پیشازعملیات کربلای8 به صورت گروهی وبین بچه های گردان حضرت علی اکبر(ع) تهیه شده است:



نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 0:49 توسط محسن احمدی| |
طبقه بندی: عکس  شهدای خوی  قرآنی  شهدای روحانی  شهدای فرهنگی  شهدای نوجوان 
برچسب ها: شهید شهدا شهیدمیرقاسم لطیف زاده




ش
هيد
سرافرازعلي اصغر عسگرزاده

متولد: 24 /10 /1341   

محل تولد: دارالمؤمنین خوی    

تاريخ شهادت: 23 /1 /1361     

محل شهادت:شرهانی عملیات والفجریک

فرازي از زندگينامه شهيد:

هر روز كه از عمر انقلاب اسلامي ايران مي‎گذرد عاشقان پاكباز بسياري به خيل عظيم شهدا مي‎پيوندند و حسين‎وار همه هستي خويش را در راه رضاي خدا به طبق اخلاص مي‎گذراند و عاشقانه تقديم معشوق مي‎كنند.

شهیدین علي اصغر وعلی اکبرعسگرزاده

شهيد علي اصغر عسگرزاده فرزند حيدر نيز يكي از هزاران شهيد به خون خفته انقلاب اسلامي ايران است. او به تاريخ1341/10/24 در يك خانواده متدين و مذهبي و مستضعف در شهرستان خوي ديده به جهان گشود و از همان دوران طفوليت شديداً به انجام فرايض ديني و تكاليف مذهبي اهتمام داشت. او همراه با پدرش در مجالس و محافل اسلامي شركت مي‎جست و علاقه بسياري به قرائت قرآن داشت و تنها سفارش او به دوستان و آشنايان مطالعه قرآن و تفكر و تعمق در آن بود.

آري پرورش يافتگان مكتب قرآن آيا بايد سرانجامي با شهادت داشته باشند؟ آيا براي اين انسانها سراپا ايمان راهي جز شهادت و رسيدن به معشوق مي‎تواند چيز ديگري باشد؟ بگذريم، شهيد عسگرزاده در دوران تحصيل شاگرد بسيار ممتاز و برجسته و موفقي بود. او در دوران به ثمر رسيدن انقلاب تلاش وافري نسبت به انقلاب اسلامي انجام داد. بعد از پيروزي انقلاب نيز در پايگاه هاي مقاومت و نيز در بسيج سپاه پاسداران مشغول بود.

بعد از فرمان اخير امام امت راجع به شركت فعالانه مردم در جبهات نبرد حق عليه باطل او نيز كه در عشق جهاد في سبيل ا... مي‎سوخت به نداي امامش لبيك گفت و به كربلاهاي ايران شتافت و در طي شش ماه جهاد و تلاش و نبرد در ميدانهاي حق عليه باطل، سرانجام در تاريخ1362/1/23در شبانگاه حمله و الفجر 1 به آرزويش رسيد و روح پرفتوحش به ملكوت اعلي پيوست.

روحش شاد و يادش گرامي باد

بسم رب الشهداء و الصديقين

«يَاايهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُ‏ْ عَلىَ‏ تجِارَةٍ تُنجِيكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تجَاهِدُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكمُ‏ْ وَ أَنفُسِكُمْ  ذَالِكمُ‏ْ خَيرٌ لَّكمُ‏ْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(11-10 سوره مبارکه صف)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مى‏رهاند؟ (10)

به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد. اين [گذشت و فداكارى‏] اگر بدانيد، براى شما بهتر است. (11)

بارالها! مرا توفيق ده تا بتوانم با ياري تو و دوش به دوش برادران رزمنده ام پوزه پليد و شيطاني صداميان تجاوزگر را به خاك بمالم. پروردگارا! مرا ياري كن تا در انجام فرائض خود كوتاهي نكنم.

با سلام و عرض ادب به پيشگاه مقدس حضرت ولي عصر امام زمان(عج) و با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب امام خميني مد ظله العالي و با درود به روان پاك شهيدان اسلام و آرزوي موفقيت و پيروزي نهائي رزمندگان كفرستيز اسلام.

اي كساني كه به اين وصيتنامه گوش مي كنيد. توجه كنيد كه هيچ وقت امام امت را تنها نگذاريد. زيرا كه عظمت اسلام اول به ياري خدا و دوم با توجهات حضرت ولي عصر(عج) و سوم به همت اين پير جماران مي باشد. اول سلام مرا به امامم برسانيد. دوم هر وقت طفلان شهيدان را مي بينيد با آنها به مهرباني و عطوفت رفتار كرده و آنها را نوازش كنيد. و سوم سعي كنيد خدمتگذار حقيقي و راستين اسلام باشيد. خصوصاً برادران هم پايگاهي و بالخصوص برادر عليپور مسؤول پايگاه شهيد محمدزاده.

و اما راجع به خانواده ام:

 سلام بر پدر و مادرم و تمامي اهل خانواده و باري هيچ كس حق ندارد عكس هاي مرا چه در خانه و چه درنزد برادرانم كه به (عنوان یادگاری )به رفقا داده ام پاره كند و يا به دور اندازد. و عكسي كه روي قبرم نصب خواهند کرد همان عكسي باشد كه با كت و شلوار مشكي و پيراهن سفيد انداخته ام ، و ساير عكس هاي كوچكم را اصلاً به دور نيندازيد.

 ديگر آن كه راجع به اسلام و رهبر:

برادران من ! در زمان فعلي اسلام خون مي خواهد، فداكاري مي خواهد،ايثار مي خواهد و همه چيز. همه با هم به نداي ملكوتي رهبرمان گوش داده و در راه اسلام تلاش كنيد و بنا به فرموده رهبر، حسين(ع)وار و حرّ گونه شهيد يا پيروز شويم. و يا اگر شهادت نصيبمان شد لااقل در دنيا حرّ يعني آزاد مرد باشيم. در پايان اگر خداوند سبحان گناهانم را ببخشايد به همه برادراني كه همرزم و هم پايگاه بوده و مخصوصاً به پدر و مادرم و برادرانم و عاشقان حسين(ع) و مخصوصاً ذاكران دربار حسين(ع) كه بنده حقير هم آرزوی داشتم ذاكر دربارش(که) نه ؛ بلكه استخوانخوار در خانه اش باشم، شفاعت خواهم نمود.

والسلام عليكم و رحمه الله.

متولد: 1343 

محل تولد: دارالمؤمنین خوی    

در كفش شهد شهادت، بر سرش شوق وصال

                                مي نوازد گوش جانش را سرود نوش نوش

 

فرازي از زندگينامه شهيد:

علي اكبر عسگرزاده شهيد گرانقدر ديگري است از خيل شهداي انقلاب اسلامي. زادگاهش شهرستان خوي و تولدش در سال 1343 مصادف مي شود با ايامي كه شيرمردي از تبار و سلاله حسين(ع) لرزه بر اندام حكومت فاسد طاغوت مي اندازد. علي اكبر در خانواده مذهبي رشد و ضمن كسب علم و دانش بر معلومات و دانش هاي ديني نيز مي افزايد. او ضمن حضور در مساجد و تكايا ايمانش را تقويت كرده و به ريسمان محكم قرآن چنگ مي زند و جزو قاريان محسوب مي شود. تا اينكه انقلاب اسلامي ايران به رهبري بزرگمرد تاريخ امام خميني بت شكن(ره) در كشور آغاز شده و آخرين ضربات را بر پيكر نظام وابسته طاغوت وارد مي كند. شهيد علي اكبر عسگرزاده نيز داخل صفوف به هم فشرده انقلابيون و امت مسلمان ايران فرياد اسلام خواهي و استقلال طلبي سر مي دهد تا اينكه با رهبري قاطعانه امام كبير نظام جمهوري در كشور شكل مي گيرد و او كه قبل از پيروزي فعالانه در پخش اعلاميه هاي امام خميني شركت و در همه تظاهرات حاضر بود و حتي از سوي ساواك تحت شكنجه قرار گرفته بود بعد از پيروزي نيز لحظه اي از پاي نمي نشيند و از جان و دل از ولايت فقيه پشتيباني كرده و عشق و علاقه باطني خويش را نسبت به خاندان عترت و طهارت و امام خميني اعلام مي كند تا اينكه دشمن متجاوز به قصد ضربه زدن به انقلاب اسلامي به ميهن ما تجاوز مي كند و شهيد گرانقدر نيز براي پاسخگويي به دشمن بعثي با خيل پاسداران جان بر كف جهت دفاع از حقانيت اسلام و ارزش هاي اصيل اسلامي راهي جبهه هاي جنگ مي شود، تا تعهد خود را نسبت به انقلاب و اسلام به اثبات برساند. دلاورانه با دشمن زبون مبارزه مي كند و پس از ابراز لياقت و رشادت در ميدان كارزار به درجه رفيع شهادت نايل مي گردد و به آرزوي قلبي خويش رسيده و در كنار شهداي ارزشمند و معظم انقلاب اسلامي برگي زرين در تاريخ سراسر حماسه اسلام را به خود اختصاص مي دهد.

روحش شاد و يادش گرامي باد.


نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1391ساعت 12:22 توسط محسن احمدی| |
طبقه بندی: عکس  شهدای خوی  قرآنی  شهدای روحانی  شهدای فرهنگی 
برچسب ها: شهید شهدین شهيد سرافرازعلي اصغر عسگرزاده شهيد سرافرازعلي اکبرعسگرزاده

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin